سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

358

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى)

افعال هستند توجه پيدا مىكنند نه بمعانى ذوات كه مدلولات اسماء مىباشند . سپس در دنباله [ و لهذا ] مىگويد : مشاراليه ( هذا ) بودن مزيد اختصاص براى ( هل ) به فعل مىباشد يعنى و چون هل چنين خصيصه‌اى را دارند لذا جمله : هل انتم شاكرون بر طلب شكر از دو جمله هل تشكرون و هل انتم شاكرون دلالتش بهتر و محكمتر است با اينكه جمله اخير باعتبار تكرار اسناد مؤكد نيز مىباشد چه آنكه [ انتم ] فاعل است براى فعل محذوف يعنى [ تشكرون ] . و دليل ادلّ بودن جمله از دو تركيب ديگر آنست كه : ابراز و اظهار معنائى را كه به زودى تجدد و تحصل پيدا مىكند در معرض امر ثابت بمراتب بر كمال عنايت به حصولش بهتر دلالت مىكند تا آنكه آن را در ظاهر به نحوى جلوه دهند كه از آن معناى تجدد و غير ثبوتى استفاده شود . و حاصل آنكه تعبير كردن جمله بعد از [ هل ] را كه على القاعده و على الاصل بايد فعليه بياوريم اگر به صورت جمله اسميه كه دلالت بر ثبوت و استمرار دارد اتيان نمائيم بر كمال عنايت بحصول و تحققش بهتر دلالت دارد از اينكه آن را بر اصلش باقى گذارده و جمله مزبور را فعليه بياوريم يعنى بگوئيم : هل تشكرون يا هل انتم تشكرون ، چه آنكه [ هل ] در اين دو مثال بر اصل خود باقى است زيرا در مثال اول حقيقتا بر فعل داخل شده و در مثال دوم تقديرا اين معنا صورت گرفته است . سپس مىگويد : و مثال : فهل انتم شاكرون دلالتش بر طلب شكر از افانتم شاكرون